رفتن به مطلب



iran rules jazbe modir
ADS mahak

پست های پیشنهاد شده

عملگر as

از عملگر as برای تبدیل یک کلاس به کلاس دیگر که در سلسله مراتب وراثتی یکسانی هستند، استفاده می‌شود. این عملگر کاری معادل تبدیل صریح انجام می‌دهد و فقط دارای تفاوتی جزئی هستند که در ادامه توضیح می‌دهیم. نحوه استفاده از این عملگر به صورت زیر است :

برای مشاهده این بخش لطفا وارد حساب کابری خود شوید یا اگر عضو نیستید از این قسمت عضو سایت شوید

عملگر سمت چپ، شیی است که قرار است تبدیل شود و عملگر سمت راست نوع مقصد است، که قرار است شیء به آن تبدیل شود. کدهای زیر با هم برابر هستند :

برای مشاهده این بخش لطفا وارد حساب کابری خود شوید یا اگر عضو نیستید از این قسمت عضو سایت شوید

برای مشاهده این بخش لطفا وارد حساب کابری خود شوید یا اگر عضو نیستید از این قسمت عضو سایت شوید

در کد اول از عمل cast (تبدیل صریح) استفاده شده است و اگر تبدیل دو کلاس با شکست مواجه شود باعث به وجود آمدن استثناء می‌شود. در کد دوم از عملگر as استفاده شده است و اگر تبدیل با شکست مواجه شود مقدار تهی (null) را بر می‌گرداند. شما می‌توانید به وسیله این عملگر یک متد از کلاس مشتق را از طریق کلاس پایه فراخوانی کنید. به مبحث کلاس‌ها در درس قبل مراجعه نمایید.

(Animal as Dog).Run();

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

telegram channel   jazbe modir

سربارگذاری تبدیل ها

تبدیل‌ها را در سی شارپ می‌توان سربارگذاری کرد. به عنوان مثال، برای تبدیل یک کلاس به یک کلاس غیر مرتبط دیگر، می‌توان از سربارگذاری تبدیل‌ها (صریح و ضمنی) استفاده کرد. مثال زیر نشان می‌دهد که چطور می‌توان عملگرهای تبدیل را سربارگذاری کرد.

برای مشاهده این بخش لطفا وارد حساب کابری خود شوید یا اگر عضو نیستید از این قسمت عضو سایت شوید

خروجی کد:

برای مشاهده این بخش لطفا وارد حساب کابری خود شوید یا اگر عضو نیستید از این قسمت عضو سایت شوید

در مثال بالا مشاهده می‌کنید که دو کلاس Animal و Planet هیچ کدام از دیگری ارث بری نمی‌کنند و درنتیجه هیچ ارتباطی به هم ندارند. برای هر کلاس یک سربارگذاری تبدیل هم تعریف کرده‌ایم. کلاس Animal تبدیل ضمنی خود به کلاس Plant را سربارگذاری می‌کند. به این نکته توجه کنید که برای مشخص کردن اینکه تبدیل ضمنی است یا صریح، به ترتیب از کلمه کلیدی implicit و explicit استفاده کرده‌ایم، و کلمه کلیدی operator نشان دهنده این است که متد برای سربارگذاری مورد استفاده قرار می‌گیرد.

نام کلاس مقصد را می‌نویسیم. وقتی یک شیء از Animal را به یک شیء Plant اختصاص می‌دهیم کد داخل متد سربارگذاری شده اجرا می‌شود. متد یک پارامتر دارد که ارجاع به نمونه کلاسی است که باید تبدیل شود. این متد همچنین، نه دارای نوع برگشتی هست و نه نام، در ضمن باید به صورت public و static تعریف شود.

در داخل متد، یک نمونه از کلاس Animal را ساخته و مقدار خاصیت Height شیء Plant ارسالی به متد را به خاصیت Height شیء نسبت می‌دهیم. اساساً، شما باید کدهای لازم برای انتقال مقادیر لازم از شیء مبدأ به شیء مقصد را بنویسید. در متد دوم، از کلمه کلیدی explicit به جای implicit استفاده کرده‌ایم. این کلمه نشان دهنده تبدیل صریح است. دستور زبان نوشتن این تبدیل شبیه به تبدیل قبلی است با این تفاوت که به جای کلمه کلیدی implicit از explicit استفاده کنید. در داخل این متد از کدهای مشابهی برای سربارگذاری استفاده کرده‌ایم. به تبدیل ضمنی کلاس Animal به Plant توجه فرمایید :

برای مشاهده این بخش لطفا وارد حساب کابری خود شوید یا اگر عضو نیستید از این قسمت عضو سایت شوید

نمی‌توانیم مکان قرارگیری آنها را بر عکس نماییم :

برای مشاهده این بخش لطفا وارد حساب کابری خود شوید یا اگر عضو نیستید از این قسمت عضو سایت شوید

چون که متدی برای تبدیل ضمنی کلاس Plant به Animal تعریف نشده است. اما چون برای تبدیل صریح متدی را تعریف کرده‌ایم می‌توانیم کد را به شکل زیر تغییر دهیم :

برای مشاهده این بخش لطفا وارد حساب کابری خود شوید یا اگر عضو نیستید از این قسمت عضو سایت شوید

برای انجام تبدیل صریح از casting استفاده کرده‌ایم.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ایجاد آرایه ای از کلاسها

در این درس به شما نشان می‌دهیم که، چگونه می‌توان آرایه‌ای از کلاس‌ها ایجاد کرد. ساخت آرایه‌ای از کلاس‌ها تقریباً شبیه به ایجاد آرایه‌ای از انواع داده‌ای مانند int است. به عنوان مثال می‌توان آرایه‌ای از کلاس Person ایجاد کرد:

برای مشاهده این بخش لطفا وارد حساب کابری خود شوید یا اگر عضو نیستید از این قسمت عضو سایت شوید

خروجی کد:

برای مشاهده این بخش لطفا وارد حساب کابری خود شوید یا اگر عضو نیستید از این قسمت عضو سایت شوید

ابتدا یک کلاس که دارای یک property است تعریف می‌کنیم. سپس یک آرایه از آن (کلاس ایجاد شده) تعریف می‌کنیم و سپس عناصر آن را مانند بالا مقدار دهی می‌کنیم. سپس مقدار property هر یک از نمونه‌ها را با استفاده از یک حلقه foreach نمایش می‌دهیم. می‌توان از تکنیک‌های دیگر که قبلاً در مورد ایجاد آرایه آموختید، هم استفاده کنید. مثلاً، مثال بالا را می‌توان به صورت زیر هم نوشت :

برای مشاهده این بخش لطفا وارد حساب کابری خود شوید یا اگر عضو نیستید از این قسمت عضو سایت شوید

در اینجا، تعداد عناصر آرایه people، 3 می‌باشد و کامپایلر هم با شمارش تعداد نمونه‌ها آن را تشخیص می‌دهد. از این تکنیک، برای ساخت آرایه‌های چند بعدی و دندانه دار هم می‌توان استفاده کرد.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ایندکسر (Indexer)

فرض کنید یک کلاس به نام Person که دارای سه فیلد از نوع رشته است تعریف کرده‌ایم. همانطور که در داخل متد Main مشاهده می‌کنید می‌توان با استفاده از نام فیلدها به آنها دست یافت.

برای مشاهده این بخش لطفا وارد حساب کابری خود شوید یا اگر عضو نیستید از این قسمت عضو سایت شوید

خروجی کد:

برای مشاهده این بخش لطفا وارد حساب کابری خود شوید یا اگر عضو نیستید از این قسمت عضو سایت شوید

اما در نظر بگیرید، اگر با نمونه ایجاد شده از کلاس، مانند آرایه‌ای از فیلدها رفتار شود، که در این صورت دسترسی به فیلدها با استفاده از اندیس راحت‌تر است. این دقیقاً کاری است که ایندکسرها به شما اجازه انجام آن را می‌دهند. اگر بخواهید یک ایندکسر برای کلاسPerson تعریف کنید باید کد داخل متد Main را به صورت زیر تعییر دهید. به این نکته توجه کنید که نمونه از علامت دات (.) برای دستیابی به فیلدها استفاده می‌کند، ولی ایندکسرها از اندیسی که در داخل کروشه وجود دارند.

برای مشاهده این بخش لطفا وارد حساب کابری خود شوید یا اگر عضو نیستید از این قسمت عضو سایت شوید

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تعریف ایندکسر

دستور تعریف ایندکسر به صورت زیر است. به نکاتی در مورد ایندکسرها توجه کنید :

  1. ایندکسرها اسم ندارند و به جای اسم باید کلمه کلیدی this قرار داده شود.
  2. پارامترها بین کروشه قرار می‌گیرند.
  3. باید حداقل یک پارامتر داشته باشد.

از آنجاییکه همواره یک عضو نمونه است، نباید به صورت static تعریف شود.

برای مشاهده این بخش لطفا وارد حساب کابری خود شوید یا اگر عضو نیستید از این قسمت عضو سایت شوید

تعریف ایندکسر شبیه به تعریف خاصیت است. تفاوت و شباهت این دو به صورت زیر است :

بر خلاف خاصیت، ایندکسر :

  1. به جای نام دارای کلمه کلیدی this است.
  2. دارای لیستی از پارامترها است که در داخل یک جفت کروشه قرار دارند.

مانند خاصیت، ایندکسر :

  1. دارای نوع است.
  2. دارای متدهای get و set است

در مثال زیر یک Indexer برای کلاس Person تعریف می‌کنیم. از آنجاییکه این ایندکسر باید فیلدهایی از نوع رشته را مقداردهی کند نوع آن باید string باشد. در داخل این کلاس سه فیلد تعریف شده است و برای دسترسی به آنها از سه اندیس 0، 1 و 2 استفاده می‌کنیم، در نتیجه داخل کروشه باید از نوع int استفاده کنیم. در داخل بدنه set و get هم با استفاده از اندیس‌ها می‌توانیم مقادیری را به هر یک از فیلدها اختصاص بدهیم یا مقادیر را از آنها بخوانیم :

برای مشاهده این بخش لطفا وارد حساب کابری خود شوید یا اگر عضو نیستید از این قسمت عضو سایت شوید

خروجی کد:

برای مشاهده این بخش لطفا وارد حساب کابری خود شوید یا اگر عضو نیستید از این قسمت عضو سایت شوید

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

String Interpolation

String interpolation یا الحاق رشته‌ها، به شما اجازه می‌دهد که، عبارات رشته‌ای با خوانایی بیشتر ایجاد کنید. در نسخه‌های قبلی سی شارپ از متد string.format برای الحاق رشته‌ها و در نسخه 6 از ویژگی String interpolation برای این کار استفاده می‌شود. دستور استفاده از این ویژگی جدید به صورت زیر است :

برای مشاهده این بخش لطفا وارد حساب کابری خود شوید یا اگر عضو نیستید از این قسمت عضو سایت شوید

همانطور که در کد بالا مشاهده می‌کنید، برای الحاق رشته‌ها قبل از هر رشته یک علامت $ قرار می‌دهیم. در داخل رشته هم یک یا چند عبارت را که در داخل آکولاد هستند، می‌نویسیم. این عبارت می‌تواند یک متغیر و یا حاصل یک یا چند متغیر باشد. هر چیز در داخل آکولاد ارزیابی شده و با استفاده از متد ()ToString به رشته تبدیل و در داخل رشته قرار داده می‌شود. اگر بخواهید خود آکولادها هم پردازش شده و در نتیجه نهایی نمایش داده شوند باید از دو علامت آکولاد استفاده کنید ({{ and }}). به مثال زیر توجه کنید :

برای مشاهده این بخش لطفا وارد حساب کابری خود شوید یا اگر عضو نیستید از این قسمت عضو سایت شوید

خروجی کد:

برای مشاهده این بخش لطفا وارد حساب کابری خود شوید یا اگر عضو نیستید از این قسمت عضو سایت شوید

در خط 5 یک رشته تعریف شده است. می‌خواهیم این رشته را به رشته دیگر بچسبانیم. برای این کار در خط 7 و با استفاده از ویژگی string interpolation این کار را انجام داده‌ایم. در این خط یک متغیر که نتیجه الحاق دو رشته در آن قرار می‌گیرد را تعریف کرده‌ایم. همانطور که مشاهده می‌کنید متغیر تعریف شده در خط 5 را در خط 7 داخل علامت آکولاد قرار داده‌ایم. مقدار این متغیر در داخل عبارت موجود در خط 7 قرار می‌گیرد. در مثال زیر نحوه الحاق چندین رشته نمایش داده شده است :

برای مشاهده این بخش لطفا وارد حساب کابری خود شوید یا اگر عضو نیستید از این قسمت عضو سایت شوید

خروجی کد:

برای مشاهده این بخش لطفا وارد حساب کابری خود شوید یا اگر عضو نیستید از این قسمت عضو سایت شوید

همانطور که در مثال بالا مشاهده می‌کنید، با استفاده از این ویژگی می‌توانیم متغیرهای غیر رشته‌ای را هم به رشته‌ها بچسبانیم. در مثال زیر تقریباً تمام حالات ممکن در الحاق رشته آمده است :

برای مشاهده این بخش لطفا وارد حساب کابری خود شوید یا اگر عضو نیستید از این قسمت عضو سایت شوید

خروجی کد:

برای مشاهده این بخش لطفا وارد حساب کابری خود شوید یا اگر عضو نیستید از این قسمت عضو سایت شوید

در خطوط 12 – 14 از عبارات ساده ریاضی به عنوان عبارات الحاقی و در خط 16 از دستور شرطی که مقدار true یا false را بر می‌گرداند استفاده کرده‌ایم. در خطوط 18 و 19 از متدهایی استفاده شده که مقدار برگشتی از آنها در عبارات الحاقی قرار می‌گیرند. در خط 21 روش قدیمی الحاق رشته‌ها به کار برده شده است که شما می‌توانید از عبارات الحاقی به جای آن استفاده کنید.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

قالب بندی عبارات الحاقی

می‌توان نتیجه یک عبارت الحاقی را قالب بندی کرد. برای این کار از کاراکترهای خاص که در درس قالب بندی رشته‌ها و اعداد آمده‌اند می‌توان به صورت زیر استفاده کرد :

برای مشاهده این بخش لطفا وارد حساب کابری خود شوید یا اگر عضو نیستید از این قسمت عضو سایت شوید

به عنوان مثال :

برای مشاهده این بخش لطفا وارد حساب کابری خود شوید یا اگر عضو نیستید از این قسمت عضو سایت شوید

خروجی کد:

برای مشاهده این بخش لطفا وارد حساب کابری خود شوید یا اگر عضو نیستید از این قسمت عضو سایت شوید

لیست کاراکترهای قالب بندی اعداد و تاریخ در لینک‌های زیر آمده است :

برای مشاهده این بخش لطفا وارد حساب کابری خود شوید یا اگر عضو نیستید از این قسمت عضو سایت شوید

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مشخص کردن طول فیلدها

تعیین طول فیلدها برای تراز بندی مقادیر مفید است، مخصوصاً اگر بخواهید که آنها را در ستون‌های مختلفی نمایش دهید :

برای مشاهده این بخش لطفا وارد حساب کابری خود شوید یا اگر عضو نیستید از این قسمت عضو سایت شوید

این یک مثال ساده بود. فرض کنید که می‌خواهیم یک رشته یا عدد را تراز کنیم. برای اینکار می‌توانی از اعداد مثبت و منفی به صورتی که در مثال زیر آمده است، استفاده کنیم. عدد مثبت باعث اضافه شدن فضای خالی به سمت راست و عدد منفی باعث اضافه شدن فضای خالی به سمت چپ عدد یا رشته می‌شود. البته این تعداد فضای خالی به طول رشته یا عدد بستگی دارد. فرض کنید که یک رشته به طول 5 کاراکتر داریم و عدد 10 را برای اضافه کردن فضای خالی به سمت راست آن، به کار می‌بریم. در اینصورت 5 = 5 – 10 کاراکتر به سمت راست آن اضافه می‌شود. یعنی تعداد فضاهای خالی اضافه شده از تفاضل طولی فیلد و طول رشته به دست می‌آید :

برای مشاهده این بخش لطفا وارد حساب کابری خود شوید یا اگر عضو نیستید از این قسمت عضو سایت شوید

خروجی کد:

برای مشاهده این بخش لطفا وارد حساب کابری خود شوید یا اگر عضو نیستید از این قسمت عضو سایت شوید

در مثال بالا طول رشته “100” سه کاراکتر است. بنابراین 7 فضای خالی به سمت راست یا چپ آن اضافه می‌شود. می‌توان از ترازبندی و قالب بندی به طور همزمان در یک عبارت الحاقی استفاده کرد :

برای مشاهده این بخش لطفا وارد حساب کابری خود شوید یا اگر عضو نیستید از این قسمت عضو سایت شوید

در مثال زیر نحوه استفاده از ترازبندی و قالب بندی به طور همزمان نشان داده شده است :

برای مشاهده این بخش لطفا وارد حساب کابری خود شوید یا اگر عضو نیستید از این قسمت عضو سایت شوید

خروجی کد:

برای مشاهده این بخش لطفا وارد حساب کابری خود شوید یا اگر عضو نیستید از این قسمت عضو سایت شوید

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مدیریت استثناءها و خطایابی

بهترین برنامه نویسان در هنگام برنامه نویسی با خطاها و باگ‌ها در برنامه‌شان مواجه می‌شوند. درصد زیادی از برنامه‌ها هنگام تست برنامه با خطا مواجه می‌شوند. بهتر است برای از بین بردن یا به حداقل رساندن این خطاها، به کاربر در مورد دلایل به وجود آمدن آنها اخطار داده شود. خوشبختانه سی شارپ برای این مشکل راه حلی ارائه داده است. دات نت دارای مجموعه بزرگی از کلاسهایی است که برای برطرف کردن خطاهای خاص از آنها استفاده می‌کند. استثناءها در دات نت راهی برای نشان دادن دلیل وقوع خطا در هنگام اجرای برنامه است.

دات نت دارای مجموعه بزرگی از کلاسهای استثناء است که شما می‌توانید با استفاده از آنها خطاهایی که در موقعیت‌های مختلف روی می‌دهند را برطرف کنید. حتی می‌توانید یک کلاس استثناء شخصی ایجاد کنید. استثناءها توسط برنامه به وجود می‌آیند و شما لازم است که آنها را اداره کنید. به عنوان مثال در دنیای کامپیوتر یک عدد صحیح هرگز نمی‌تواند بر صفر تقسیم شود. اگر بخواهید این کار را انجام دهید (یک عدد صحیح را بر صفر تقسیم کنید)، با خطا مواجه می‌شوید. اگر یک برنامه در سی شارپ با چنین خطایی مواجه شود پیغام خطای “DivideByZeroException” نشان داده می‌شود که بدین معنا است که عدد را نمی‌توان بر صفر تقسیم کرد.

باگ (Bug) اصطلاحاً خطا یا کدی است که رفتارهای ناخواسته‌ای در برنامه ایجاد می‌کند. خطایابی فرایند برطرف کردن باگها است، بدین معنی که خطاها را از برنامه پاک کنیم. ویژوال استودیو و ویژوال سی شارپ دارای ابزارهایی برای خطایابی هستند، که خطاها را یافته و به شما اجازه می‌دهند آنها را برطرف کنید. در درسهای آینده خواهید آموخت که چگونه از این ابزارهای کارامد جهت برطرف کردن باگ‌ها استفاده کنید. قبل از اینکه برنامه را به پایان برسانید لازم است که برنامه‌تان را اشکال زدایی کنید.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

استثناءهای اداره نشده

استثناءهای اداره نشده، استثناءهایی هستند که به درستی توسط برنامه اداره نشده‌اند و باعث می‌شوند که برنامه به پایان برسد. در اینجا می‌خواهیم به شما نشان دهیم که وقتی یک برنامه در زمان اجرا با یک استثناء مواجه می‌شود و آن را اداره نمی‌کند چه اتفاقی می افتد. در آینده خواهید دید که یک استثناء چگونه به صورت بالقوه باعث نابودی جریان و اجرای برنامه شما می‌شود. از ابتدای آموزش تا کنون برای اجرای برنامه‌ها و نمونه کدها از حالت Non-Debug(بدون خطایابی) استفاده کرده‌ایم. اجرا کردن یک برنامه بدون خطا در حالت Non-Debug یا Debug دارای تفاوتهای جزئی می‌باشد. قصد داریم این تفاوت را برای شما توضیح دهیم. یک برنامه جدید کنسول ایجاد کرده و نام آن را ExceptionTest می‌گذاریم.

برای مشاهده این بخش لطفا وارد حساب کابری خود شوید یا اگر عضو نیستید از این قسمت عضو سایت شوید

همانطور که در مثال بالا مشاهده می‌کنید تقسیم یک عدد صحیح بر صفر غیر مجاز است و باعث ایجاد خطایSystem.DivideByZeroException می‌شود.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Join the conversation

You are posting as a guest. If you have an account, sign in now to post with your account.
Note: Your post will require moderator approval before it will be visible.

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   بازگردانی قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

در حال بارگذاری

  • مطالب مشابه

    • توسط  Doctor Robot
      معماری سه لایه چیست؟
      در معماری سه لایه تمام برنامه به چندین بخش تقسیم می‌شود. این بخش‌ها می‌توانند فیزیکی یا منطقی باشند. هر بخش کار خاصی را انجام می‌دهد مثلاً نمایش اینترفیس کاربر یا دسترسی به داده‌ها. برنامه می‌تواند به هر تعداد لایه داشته باشد ولی به هر حال بیشتر برنامه‌ها سه لایه مجزا دارند که عبارتند از :
      Presentation Layer Business Logic Layer Data Access Layer همان طور که احتمالاً حدس زده‌اید، لایه Presentation چیزی نیست به جز بخشی از نرم افزار که با کاربر برنامه شما ارتباط برقرار می‌کند (اینترفیس برنامه شماست) نمایش داده‌ها به کاربر نهایی و اجازه به آنان برای ارتباط داشتن با داده‌ها، اصلی‌ترین وظیفه این لایه است. در بیشتر موارد داده‌هایی که توسط کاربر وارد می‌شوند نیاز به اعتبارسنجی یا پردازش اضافی دارند. این مسوولیت لایه Business Logic است. در نهایت داده‌های برنامه شما نیاز به ذخیره و بازیابی از طریق یک انبار داده دارند (مثلاً سیستم مدیریت دیتابیس‌های رابطه‌ای یا RDBMS و یا XML , .. ) این وظیفه توسط لایه دسترسی به داده انجام می‌شود. به طور خلاصه، فرآیند مورد نظر ما این گونه کار می‌کند:
      کاربر برای داده‌های برنامه درخواستی ارسال می‌کند. لایه Data Access داده‌های مورد نظر را بازیابی می‌کند و از طریق لایه Business Logic آن‌ها را به لایه نمایش می‌فرستد. بعضی مواقع لایه دسترسی به داده‌ها، این داده‌ها را مستقیماً به لایه نمایش ارسال می‌کند. لایه نمایش اطلاعاتی که باید نمایش داده شوند را از طریق لایه Business Logic دریافت می‌کند. کاربر داده‌ها را تغییر می‌دهد و عمل مناسب در مورد آن‌ها را اجرا می‌کند (مثل اضافه یا به روز کردن داده‌ها ) لایه Business Logic صحت داده‌های وارد شده توسط کاربر را بررسی می‌کند (داده‌ها را اعتبار سنجی می‌کند) اگر داده‌ها معتبر باشند آن‌ها را برای به روز رسانی در بانک اطلاعاتی به دست لایه دسترسی به داده می‌سپارد.  
    • توسط  Doctor Robot
      دوره آموزشی 0 تا 100 سی پلاس پلاس
      پرسش و پاسخ ممنوع تا حد امکان به زبان ساده توضیح داده شده است.
    • توسط  blackpetya
      با سلام با اموزش نصب vscode  بر روی debian
      ابزار vscode یک idle زیبا برای برنامه نویسان است این ابزار به صورت رایگان برای ویندوز - لینوکس - مک عرضه شده است دراین اموزش میخوام اموزش نصب کردن vscode بر روی دبیان رو برای شما دوستان انونیسک اموزش دهم .
      ابتدا به لینک زیر رفته و فایل را دانلود کنید :
      برای مشاهده این بخش لطفا وارد حساب کابری خود شوید یا اگر عضو نیستید از این قسمت عضو سایت شوید

      حالا بعد از دانلود کردن فایل را به دسکتا‍‍پ پیست کنید و ترمینال را اجرا کنید :
      ابتدا دستور زیر را بنویسید تا به دایرکتوری دسکتاپ برود :
      برای مشاهده این بخش لطفا وارد حساب کابری خود شوید یا اگر عضو نیستید از این قسمت عضو سایت شوید
      حالا با تای‍پ کردن دستور زیر فایل vscode نصب خواهد شد :
      برای مشاهده این بخش لطفا وارد حساب کابری خود شوید یا اگر عضو نیستید از این قسمت عضو سایت شوید
      و بعد از ان vscode نصب خواهد شد و ایکونش در دسکتاپ نمایش خواهد شد .
      امید وارم خوشتان امده باشد موفق و سربلند باشید سوالی بود در قسمت faq مطرح فرمایید با تشکر .
       
    • توسط  blackpetya
      با سلام به دوستان عزیز anonysec با اموزش نصب کردن میزکار gnome بر روی arch linux با شما هستم .
      اگر سیستم عامل شما محیط کامندی هست و گرافیکی نیست مستقیما دستور زیر را بنویسید نه اگر محیط گرافیکی دارد ترمینال را باز کنید :‌
      برای مشاهده این بخش لطفا وارد حساب کابری خود شوید یا اگر عضو نیستید از این قسمت عضو سایت شوید
      با دستور بالا gnome نصب خواهد شد اگر محیط گرافیکی استفاده میکنید هنگام ظاهر شدن صفحه لاگین لینوکستون از قسمت میزکار ها میزکار gnome را انتخواب کرده و به ان وارد شوید .
      باتشکر موفق و سربند باشید

    • توسط  blackpetya
      با سلام با اموزش نصب میزکار kde plasma بر روی ارچ لینوکس با شما هستیم  .
      خب اگر روی ارچ لینوکستون میزکاری نیست و کامندی است میتونید تو خود اون بزنید و نه میزکاری دارد میتونید در ترمینال خود تایپ کنید !
      ابتدا دستور زیر را وارد کنید :‌
      برای مشاهده این بخش لطفا وارد حساب کابری خود شوید یا اگر عضو نیستید از این قسمت عضو سایت شوید
      هنگامی که این دستوری را زدید ازتون میخواد گذینه ای را انتخواب کنید شما به صورت پیشفرض گذینه ۱ را وارد کنید تا شروع به نصب کردن میزکار شود بعد از این که نصب شد سیستم خود را با دستور reboot ریستارت کرده و از میزکار خود لذت ببرید .
      به نظر من این میزکار برای کاربران تازه وارد که از ویندوز به لینوکس کوچ کرده اند بهتر است !
  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×
×
  • جدید...